موزه گوگنهایم گری

08 اکتبر 2013
امتیاز این مطلب از نظر شما
(10 آرا)

معماران بسیاری در سالهای اخیر کوشیده اند تا پرده از جادوی معماری هنرمندی بردارند که بی شک طی نیم قرن فعالیت حرفه ای خود لحظه ای از خلق فضاهایی نو ناامید نشده و آنان که امیدوارند برای یکبار در مقابل آثار او چشمانی آرام داشته باشند، هرباره در هنگام رویت اثری جدید از او سحر می شوند.

فرانک گری معمار موزه گوگنهایم می باشد. فرانک اُ گری (Frank O. Gehry)‏ معمار مشهور معاصر آمریکایی کانادایی تبار است. او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا(با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود. او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کرد و در دانشگاه جنوب کالیفرنیا به تحصیل در رشته معماری پرداخت. او از شاگردان ویلیام پریرا است. در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد. او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.

در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص کوربوزیه را مشاهده کرد. این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد. به طور کلی در کارهای گری نوعی گرایش مجسمه سازانه را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او می گوید: "من آثار هنرمندان را نگاه می‌کنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم می‌پندارم و سعی می‌کنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشم در هر کارم روشهای جدید را جستجو می‌کنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم."

گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد. ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است. در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها می‌آفرینند. این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده‌است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعب های در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود. آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده‌است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل می‌انجامد.

نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم‌افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD وMAX  سبرای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم‌افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم‌افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست می‌آمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجم ها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود می‌آورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد.

بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد. می‌توان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار کنسرت والت دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.

برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم‌افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم‌افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.

در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.
سازه فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و کتیا کنترل می‌شدند تهیه شد. بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد. در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».

موزه Experience Music Project با ۲۱۰۰۰ ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده‌است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌ های رایانه‌ ای  2d و 3d انجام گرفته‌ است.

Doug Winn مدیر پروژه می‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

با این وجود همانطور که در مجموعه آثار تمامی هنرمندان تراز اول جهان تنها یک یا چندین اثر همچون نگینی متفاوت می درخشند، در میان آثار فرانک گری نیز موزه گوگنهایم نگینی است درخشنده و بی همتا، بنایی که بیش از آنکه به معماری دوران خود شبیه باشد به ترکیبی تندیس گونه و رقصان از صفحه ها و توده هایی از جنس تیتانیوم می ماند.

ساخت موزه گوگنهایم در شهر بیلبائو؛ شهری در شمال اسپانیا که بزرگ ‌ترین شهر سرزمین باسک و پایتخت استان بیسکای با ۳۵۳٬۹۵۰ نفر جمعیت ( سال ۲۰۰۶) و ۴۱٫۳ کیلومترمربع مساحت است. را می توان نقطه عطفی در مبانی طراحی موزه ها دانست چرا که در این بنا برای نخستین بار تعاریف جدیدی از فرم، عملکرد و محتوا نمایان گردیده است. فرم همواره در طراحی موزه های قرن بیستم حائز اهمیت بوده است  ونمونه ای از اولین گرایشات  فرمال در طراحی موزه ها را می توان در موزه گوگنهایم نیویورک اثر فرانک لوید رایت، مشاهده نمود، اما طراحی و اجرای موزه گوگنهایم بیلبائو تبلور نظریه ایست که در آن فرم ساختمان موزه خود به عنوان محتوا یعنی همچون آثار درون موزه به نمایش عموم گذاشته می شود. بسیاری از منتقدین ازدهه نود میلادی از آن به عنوان رنسانسی در طراحی موزه ها یاد می کنند. با این حال و با وجود ساخت موزه های فرمال بسیاری در سالهای اخیر، نتوانست شهرت و محبوبیت موزه گوگنهایم را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل این موزه سرآغازی است بر حیات شهر بیلبائو به عنوان یکی از پایتخت های فرهنگی اروپا که با سرمایه گذاری بنیاد گوگنهایم به یکی از با اعتبارترین گنجینه های هنری جهان مبدل شده است و سالانه جمعیت توریست بسیاری را به کشور اسپانیا و شهر بیلبائو فرا می خواند.

ساختار اصلی فضاهای موزه از چندین مکعب تشکیل شده است که در ترازهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. ارتفاع بنا در بیشترین نقطه 52 متر می باشد. این بنا در مجاورت رودخانه ای قرار دارد و پل عظیمی نیز به نحو غریبی با ساختمان پیوند داشته و از فراز گالری اصلی موزه می گذرد. این گالری به دلیل کشیدگی در فرم و مجاورت آن با رودخانه به گالری "ماهی"  معروف است و در آن آثار عظیمی از هنرمندان معاصر اجرا و به نمایش در می آید. هرچند که نسبت سطوح شفاف به سطوح فلزی در این بنا بسیار ناچیز است اما به علت مکان یابی مناسب سطوح شیشه ای و همچنین ارتفاع زیاد این سطوح نور مناسبی در فضاهای ارتباطی خصوصا وید و سرسرای ورودی موزه به چشم می خورد.

دیدگاه‌ها  

مدیریت کلبه هنر
+2 #2 مدیریت کلبه هنر 1393-03-01 16:53
ممنون از لطفتون
طراحی سایت رزرو
+3 #1 طراحی سایت رزرو 1393-02-30 16:30
عالی بود مرسی از مطالبتون

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پربیننده ترین ها

نوشته های پدربزرگ

"معماري زماني آغاز مي شود که شما دو آجر را با دقت پيش هم مي گذاريد. "فرانک لويد رايت

افراد آنلاین

ما 51 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تبلیغات متنی

طراحی سایت و سی دی کاتالوگ با قیمت استثنایی- 09155570533