زیگورات چغازنبیل

05 آوریل 2014
امتیاز این مطلب از نظر شما
(10 آرا)

چغازنبیل نیایشگاهی باستانی‌ است که در زمان عیلامی‌ ها ساخته شده. چغازنبیل بخش به‌ جامانده از شهر دوراونتش است. این سازه در 1979 در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان بنا شده است.

زیگورات چغازنبیل در 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش قرار دارد. این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون 1250 پیش از میلاد)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شد. مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در 45 کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌ تپه که از جاده شوش به اهواز قابل دسترسی است، می باشد. بلندی آغازین آن 52 متر و 5 طبقه بوده که امروزه ارتفاع آن 25 متر و تنها 2 طبقه و نیم از آن باقی مانده است.

چغازنبیل واژه ای محلی و مرکب از دو واژه "چغا" (در زبان لری به معنی تپه) و "زنبیل" (به معنی سبد) است که اشاره ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می کردند. این مکان نزد باستان شناسان به "دور-اونتش" (به معنای دژ اونتش) معروف است. اونتاش گال پادشاه ایلام یا عیلام باستان است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده‌ است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده و مرتفع ترین بخش آن است. در حمله سپاه خونریز آشور، تمدن ایلامی ویران گردید. سده های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود 50 سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها، آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی-گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است. چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده. گفتنی است؛ در بعضی کتب تاریخی نام قدیمی شوش، چغازنبیل نامیده شده.

این محوطه باستانی از مكان های زیر تشکیل شده که در تصویر می توانید موقعیت قرار گیری هر کدام را مشاهده نمایید:
1- زیگورات چغازنبیل، 2- معبد نپیربش، 3- معبد كی‌ ری ریش، 4- معبد ایشتی كاراب، 5- معبد چهارگوش، 6- معبد پی نیكیر، 7- معبد ایم و شالا، 8- معبد شیموت و تین الی، 9- معبد نپرانپ، 10- معبد هیش پینیك و روهوراتبر، 11- مخزن آب، 12- كاخ و آرامگاه، 13- کاخ، 14- معبد نوسوكو

زیگورات چغازنبیل را هرگز به اندازه اهمیت و اعتباری که دارد نشناخته ایم. عادت کرده ایم که سرآغاز تاریخ مان را دوران ماد و هخامنشی بدانیم و چون از مادها جز محوطه های باستانی هگمتانه و چند گور دخمه و تعدادی آثار پراکنده چیز دیگری باقی نمانده، بیشتر به دوره هخامنشی متوسل می شویم و سرآغاز تاریخ و تمدن مان را در تخت جمشید و  پاسارگرد و نقش رستم و... جست و جو می کنیم. اما زیگورات به عنوان سترگ ترین اثر تمدن عیلام همچنان پابرجا ایستاده است تا بگوید که تمدن در این سرزمین، آن هم در پیشرفته ترین شکل خود، بسیار کهن تر از مادها و هخامنشیان است.

تاریخ عیلامیان که حالا بزرگ ترین یادگارشان در این کهن دیار، بر کنار رودی در خوزستان، باشکوه و پرصلابت سر به آسمان ساییده است، از سال 2225 پیش از میلاد آغاز می شود و تا 645 پیش از میلاد ادامه می یابد. (سلسله هخامنشی در 559 پیش از میلاد پا گرفت) آنان کشوری را در خوزستان، لرستان و کوه های بختیاری شکل دادند و به تدریج تا سواحل خلیج پارس پیش رفتند. با این حال پیوستگی شان با تمدن های بین النهرین و نیز غفلت ما ایرانیان در مطالعه تاریخ پیش از آریایی ها، موجب شده است که تاریخ عیلام بیشتر در تداوم تاریخ بین النهرین مطالعه شود.

چغازنبیل و تبلور معماری مقدس: بناهای مقدس بر مبنای فلسفه ای که از اعتقاد آدمیان بر می خیزد، ساخته می شوند. زیگورات چغازنبیل از همین دست بناهای مقدس است که عناصر تفکر آمیخته با تقدس، در آن دیده می شوند. بنای زیگورات ها، اهرام، استوپاها، پاگوداها و بناهای ماندالا شکل، که همگی از بناهای مقدس به شمار می روند، از یک فلسفه همانند پیروی می کنند. در همه این‌ بناها، ساختمان هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می روند که به نوعی تداعی گر کوه هستند و همه آن ها فضای مقدسی هستند که تصور می شده در مرکز عالم قرار گرفته اند. در واقع زیگورات ها، اهرام، مقابر و بناهای برجی شکل، گنبدها و معابد چندین طبقه بلند، پاگوداها و استوپاها، در همه جا نمادی از کوه و آسمان بودند. این موضوع در سرزمین هایی که به طور طبیعی فاقد کوه بودند، بیشتر مشهود است، همانند: بین النهرین، مصر سفلی، جنگل های مکزیک و پرو.

جالب است که، بنا به اعتقادات اسلامی، در "مجمع التواریخ و القصص" و مأخذهای دیگر آمده: سنگ های خانه کعبه را فرشتگان از پنج کوه مقدس و حجرالاسود را از بهشت آورده اند. از آن پنج کوه نام طور سینا، طور زیتا (زیتون)، کوه جودی و کوه حرا مشخصا آمده است. این کوه ها از آن جهت مقدس‌ شمرده شده اند که نظر کرده خداوند بودند و پای پیغمبران به آنها رسیده بود: حضرت موسی و طور سینا، حضرت نوح و کوه جودی، حضرت عیسی و کوه زیتا، حضرت محمد(ص) و کوه حرا.

از طرفی چهار، نشان دهنده چهار جهت اصلی، چهار فصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، چهار عنصر، چهار ستون عالم، چهار منزل قمر، چهار مزاج، چهار بهشت و... است. چهار در عهد قدیم، عددی نمادین است. مثل چهار رودخانه بهشت، چهار بخش زمین و ... از دورترین اعصار، حتی اعصار نزدیک به پیش از تاریخ، از چهار برای نشان دادن آنچه مستحکم، ملموس و محسوس است، استفاده می شد. چهار به گونه ای، رقمی الهی است. وجود عدد چهار در معماری مذهبی نیز بسیار مشهود می باشد. طرح هایی که از بهشت کشیده شده، مربع (مستطیل) شکل و دارای چهار درب هستند. مساجد ایرانی-اسلامی، گاه چهار ایوانی (در چهار ضلع) هستند. زیگورات معبد چغازنبیل نیز دارای چهار درب ورودی است.

تشبیه معابد به کوه های کیهانی در فرهنگ بابلیان جایگاه خاصی دارد و این ویژگی را در قالب فرم زیگورات های آنان می توان دید که صعود از آن را رسیدن به قله عالم می دانستند. کلمه زیگورات یا زیقورات به معنای بلند و برافراشته ساختن، گرفته شده است. زیگورات بنایی چند طبقه است که مساحت هر طبقه از طبقه پایینی کوچکتر است؛ بنابراین، نمای هر طرف آن به شکل یک پلکان است. این زیگورات ها محل نگهداری مجسمه خدایان و انجام مراسم مذهبی بوده اند.

اکنون با توضیحاتی که داده شد و مطالبی که در زیر ارایه می شود، در خواهیم یافت که معماری و بنای زیگورات چغازنبیل بر پایه تفکری مقدس شکل گرفته است. گیرشمن بر پایه تجربیات خود و شواهد موجود معتقد بود که این زیگورات در زمان آبادانی پنج طبقه داشته و ارتفاع آن حدود 52 متر بوده که تنها 2/5 طبقه از آن با ارتفاع 23 تا 24 متر پابرجاست. برخلاف زیگورات های بین النهرین که هر طبقه را روی طبقه قبلی می ساختند، در این زیگورات ساخت هر طبقه از سطح زمین آغاز شده است. طبقه اول این زیگورات مربعی شکل و طول هر ضلع آن برابر با 102/2 متر یعنی تقریباً برابر طول یک زمین فوتبال است. جهات گوشه های زیگورات منطبق با چهار جهت اصلی یعنی شمال، جنوب، شرق و غرب است.

معبد اعلی که در بالاترین طبقه زیگورات یعنی طبقه پنجم بوده اکنون از بین رفته است، اما به نظر می رسد مجسمه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک در این معبد نگهداری می شده. در وسط هر یک از چهار ضلع زیگورات پلکانی وجود دارد و هر یک از آنها با دروازه ای مسدود می شده است. این پله ها راه صعود به طبقات بالاتر بوده اند. یکی از راه های محاسبه تعداد طبقات زیگورات در نظر گرفتن شیب همین پله ها است. بدین معنی که اگر پله ها با همین شیب به سمت بالا ادامه پیدا کنند، در طبقه پنجم به نزدیکی مرکز زیگورات، یا ورودی معبد اعلی می رسد.

در هنگام خاکبرداری از زیگورات هفتاد آجر نبشته دار پیدا شد که روی آنها به زبان ایلامی و اکدی مطالبی بوده که نشان می دهد این معبد جایگاه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک بوده است. در بدنه زیگورات چغازنبیل، پس از هر ده ردیف آجر ساده یک ردیف آجر نبشته دار به کار برده شده است. تا سال 1965 در شهر دورانتاش 5275 آجر نبشته و خشت نبشته به زبان های ایلامی و آکدی کشف شده است. 659 عدد از این آجرها بر بدنه زیگورات باقی مانده اند. این نوشته ها از وجود ادبیاتی بسیار قوی در 3250 سال پیش در سرزمین ایلام حکایت می کند. آجرهای کتیبه دار تنها عناصر تزئینی بنا به شمار می آیند که از نام و نسب سازنده بنا (اونتاش نپیرشا، شاه عیلام) حکایت می کنند و اینکه او این معبد را چگونه و برای چه ساخت: "من اونتاش گال پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش (همین که) محل شهر محصور شد، در آنجا شهر اونتاش گال و مکان مقدس را ساخته ام؛ در آنجا یک Kukunnum طلایی ساختم؛ آن را در یک حصار بیرونی و درونی محصور کردم. شاهان قدیم Kukunnum (به معنای معبد به تلفظ عیلامی) نساخته بودند، من آن را ساختم." حصار، دیوار و حلقه سنگ چین که مکان های مقدس را در بر می گیرند، جزو کهن ترین ساختارهای معماری حرم ها به شمار می روند.

حتی جای پای کودکان و سگان بر آجر فرش ها فرو رفته تا حال و هوای روزگاری را که بزرگ ترین معبد عیلامی‌ ساخته می شد، تداعی کند. شاید آن کودک، فرزند یکی از کارگران بود که کنار دست پدر خویش جست و خیز می کرد و گاه به او مددی می رساند و شاید نیز پسر چموشی بود که از روی کنجکاوی بی اجازه و رخصت به کارگاه معبد در شرف تکوین خدایان پای نهاده بود. از درهای چوبی معبد که با میله های شیشه ای تزئین می شدند، چیزی باقی نمانده اما پاشنه سنگی درها در گوشه ای از محوطه به چشم می خورند.

بی شک دروازه های ورودی زیگورات شکوه گذشته را ندارند اما هنوز هم سخت با صلابت جلوه می کنند و اگر خوب بنگریم، شاید گاوهای نری را که در کنار دروازه ها جا خوش کرده بودند و از خانه خدایان محافظت می کردند، ببینیم. قطعاتی از این گاوهای سفالین از محوطه زیگورات به دست آمده است، به علاوه مهرهای استوانه ای و اشیای تزئینی از جنس سنگ و سفال و فلز که در هر معبدی به وفور یافت می شدند.

گاو معبد چغازنبیل: در فرهنگ باستان گاو نر قدرت و نیروی تولید مثل است. پرستش گاو نر رسمی عمده در مصر، خاورمیانه باستان، شرق مدیترانه و هندوستان بوده كه بعدها به یونان و رم و بخش هایی از اروپا نیز سرایت كرد. در بین النهرین و مناطق مجاور تصاویر گاوهای نر با حاصلخیزی و تجدید حیات در ارتباط بود و در ادوار بسیار كهن گاو نر معمولا نماد خدای قیم (سرپرست) شهر به شمار می رفت. گاهی نماد گاو نر دارای سر آدمی و بال، نقش حفاظت و نگهبانی را به ویژه در تندیس های نو آشوری داشت. در دروازه شرقی كاخ ملل تخت جمشید هم چنین چیزی مشاهده می شود. موضوع دیگر این است كه قربانی كردن جانوران رسمی عمیقا نمادین بود. از نظر عبرانیان و بعدها از دیدگاه رومیان به منزل همیثاقی با یكی از خدایان به شمار می رفت. رسم قربانی در سال نو و جشن های بهاری در بین النهرین و نقاط دیگر با قربانی كردن گاو نر، قوچ یا بز برای تامین پر بركتی فصل درو انجام می شد. تصویری از میترا، كه گاو را می كشد، خوشه های گندمی را نشان می دهد كه از خون این حیوان جوانه می زند. بسیاری از ظروف میگساری و ریتون ها رابه شكل سر گاو درست می كردند و عقیده داشتند كه قدرت درون آن به كسی كه آن را می نوشد، منتقل می شود. علامت گاو با نام ثور یكی از صورت های فلكی به شمار می آید و احیای بهار را نوید می دهد. همچنین در مدخل معابد هندو متعلق به خدای "شیوا" گاوی قرار دارد كه زنانی كه وارد این معابد می شوند به بیضه های آن دست می مالند تا بارور شوند.

با این توضیحات، مجسمه گاو معبد چغازنبیل، یك گوساله كوچك است كه از چندین نظر اهمیت دارد. اول آنكه از كنار درب ورودی معبد چغازنبیل بدست آمده و به عنوان نگهبان دروازه اجرای نقش می كرده است تا تاریكی، بدی، بیماری، شیطان و... را از كاخ و معبد دور نگاه دارد. دوم آنكه این مجسمه از فرهنگ آشوری ها اقتباس شده است. ایلامی ها مردمی سخت كوش، ساكن كوهستان و مالك معادن سنگ آهن بودند، در عوض بابلی ها مردمی كشاورز، ثروتمند و ساكن دشت بودند. این اختلاف طبقه باعث جنگ های بسیاری شد كه اختلافات فرهنگی را به دنبال داشت (آشوری ها مجسمه حیوانات را در كنار در خانه ها و معابد خود قرار می دادند تا به این وسیله بدی، دروغ، بیماری، تاریكی و از همه مهمتر دشمن به آنجا راه نیابد). بر روی بدن این گاو كتیبه ای با 16 خط تصویری نوشتاری مربوط به ایلام میانه مشاهده می شود كه اطلاعاتی در مورد معبد چغازنبیل، اسامی خدایان و پادشاه سازنده معبد و... را به ما می دهد. این مجسمه در حفاری های شوش توسط پروفسور گریشمن بدست آمد و به وسیله همسرش بازسازی شد. این مجسمه قدیمی ترین و اولین مجسمه دارای پوشش لعابی در ایران می باشد.

خانه شاهان عیلام: دور تا دور زیگورات را دیواری در بر می گرفت که در کناره بخش شمال باختری آن، معابد کوچکی برای دیگر خدایان عیلامی‌ "کریریشا"، "ایشنی کاراب" و "هومبان" ساخته شده بود. مجموعه این معابد با دیوار دیگری احاطه می شد و در پس آن، خانه های شهر قرار داشت؛ شهری که دیگر چیز زیادی از آن باقی نیست، مگر بقایای چند ساختمان و خرده سفال هایی پراکنده در این سو و آن سو، البته دور تا دور شهر نیز حصاری به طول حدود چهار کیلومتر وجود داشت که بقایای آن به دست باستان شناسان کشف شده است.

کاخ های شاهی: در شرق شهر قرار گرفته اند؛ کاخ که نه، بقایای تعادی دیوار که به سختی می توان باور کرد در گذشته بارگاه دست نیافتنی شاهان عیلام بوده اند. زیر همین بقایا، پنج آرامگاه زیرزمینی کشف شده است که احتمالا از آن خانواده شاهی بوده اند.

تقویم آفتابی زیگورات چغازنبیل: در سه سوی زیگورات چغازنبیل سه بنای کوچک آجری دایره ای شکل ساخته شده است که تنها یکی از آنها که در سوی شمال غربی قرار دارد تا حدودی سالم باقی مانده است و دیگری که در سوی جنوب غربی قرار دارد به دست مرمتگران عضو هیئت کاوش فرانسوی شبیه به نمونه سالم شمال غربی بازسازی شد. در این بازسازی تنها نیمی از بنا ساخته شد و از بازسازی نیمه دیگر صرفنظر شد. بنای شمال شرقی کاملا از بین رفته و تنها شالوده آن باقی مانده است.

در باره کاربرد این سه بنا نظریه های متفاوتی عرضه شده. رومان گیرشمن سرپرست هیئت کـاوش چغازنبیل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان "پوستامنت" ‌به معنای پایه مجسمه نام برده اند. عده ای دیگر آنرا سکو، نیمکت، مذبح، محراب و قربانگاه دانسته اند؛ و بعضی دیگر به دلیل شکل نیم دایره ای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد کرده اند. غافل از آنکه شکل نیم دایره ای آن تنها به این سبب بوده که تنها یک نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده. البته و بی گمان احتمال پایه مجسمه بودن این بنا منافاتی با کاربرد تقویمی آن ندارد. در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتاب سنج آجری به شکل تاقنما یا پنجره نما ساخته شده است که با آفتاب سنج های رصدخانه نقش رستم شباهت ظاهری دارند. به نظر می رسد، این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل می دهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلاب های تابستانی و زمستانی بوده است.

چگونگی ایجاد سایه ها در تقویم آفتابی زیگورات چغازنبیل: تغییرات زاویه بین گوشه های آفتاب سنج ها (که تعداد آنها در مجموع به 12 عدد می رسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصل های سال برابر است. به عبارت دیگر این آفتاب سنج ها به گونه ای طراحی و ساخته شده اند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایه های متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصل ها که منطبق با اعتدال های بهاری یا پاییزی و انقلاب های تابستانی و زمستانی می باشد را تشخیص داد.

در واقع شکل خاص این تاق نماها که با چند قوس یا ردیف پشت سر هم به ترتیب کوچک می شوند؛ در آیین معماری باستان جایگاه ویژه ای داشته اند که هر چند در آغاز برای کاربرد ویژه آفتاب سنجی آن ساخته می شدند، اما بزودی به عنوان یک طرح تزئینی در بسیاری از بناها و بخصوص در دروازه ورودی آن بکار گرفته شد. نمونه این تاق نماها در بناهای باستانی عیلامی و هخامنشی در شوش، بناهای اورارتویی در پیرامون دریاچه وان، بناهای بین النهرینی در اوروک و در نیایشگاه سفید، بناهای هخامنشی در تخت جمشید، بناهای اشکانی در نسا و هترا (الحضره)، بناهای ساسانی در فیروزآباد و بیشاپور و تخت سلیمان و نیز در بسیاری جاهای دیگر دیده می شوند.

در چغازنبیل آجرهای سازنده این آفتاب سنج ها اختصاصاً برای همین کاربرد طراحی و قالب ریزی شده اند و دارای شکل خاص هشت ضلعی می باشند. بر روی شش ضلع بیرونی یک رج از این آجرها، کتیبه ای به خط و زبان عیلامی نگاشته شده: “من اونتاش گال، پسر هـومبـانومنـا، شاه انزان و شوش، من در اینجا بنای محترمی ساختم، یک سیان کوک. در سال ها و روزهای پر شمار پادشاهی طولانی به دست آوردم. من بنا کردم یک شونشو ایرپی. من برای خدای گال و اینشوشیناک سیان کوک ساختم.”

معنای دو واژه مهــم و کلیدی "سیان کوک" و "شونشو ایرپی" مشخص نشده است. م. ج. استو، از سیان کوک به معنای احتمالی "دیدگاه، چشم‌انداز، دیدارگاه" نام می برد (م. ج. استو، چغازنبیل- دور اونتاش، جلد سوم، متون ایلامی و اکدی، ترجمه اصغر کریمی، 1375) و به گمان ما تا حد زیادی به معنای حقیقی آن که مفهوم "رصدگاه" و "رصدخانه" را می رساند، نزدیک شده است. کاربرد این بنا صحت این نام گذاری را تایید می کند.

همچنین علاوه بر آفتا‌ب سنج های فوق، بنای زیگورات چغازنبیل بگونه ای ساخته شده که زاویه خط افق با خطی‌ فرضی که گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترین طبقه وصل می کند، کاملاً برابر با زاویه و مسیر حرکت خورشید بامدادی در هنگام اعتدالین است. از آنجا که هر یک از طبقات زیگورات، کوچکتر از طبقات پایینی خود است، از نگاه ناظری که در محل رصدخانه ضلع شمالی ایستاده است؛ خورشید در مدتی کوتاه، چندین بار از پشت زیگورات طلوع و غروب ظاهری می کند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پربیننده ترین ها

نوشته های پدربزرگ

"من زمانی که روی حل یک مسأله کار می کنم، هرگز در مورد زیبایی راه ‎حل آن فکر نمی کنم. من تنها به این می اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله، اگر راه حل بدست ‎آمده زیبا نباشد، می فهمم که این راه حل اشتباه است." ریچارد باکمینستر فولر

افراد آنلاین

ما 100 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تبلیغات متنی

طراحی سایت و سی دی کاتالوگ با قیمت استثنایی- 09155570533