آتشگاه

07 می 2014
امتیاز این مطلب از نظر شما
(2 آرا)

آتشگاه اصفهان یا کوه آتشگاه، از بناهای تاریخی شهر اصفهان و از یادگارهای ایران باستان است. آتشگاه اصفهان در غرب این شهر و در انتهای خیابان آتشگاه قرار دارد.

این بنا در نزدیکی رودخانه زاینده رود، بر روی تپه‌ ی قرار دارد. از بلندای این تپه، تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی را می توان به خوبی مشاهده کرد. این تپه از جنس سنگ های رسوبی است. تراز پایینی آن در ارتفاع 1610 متر از سطح دریا (حدود 50 متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع 1715 متری از سطح دریا واقع شده است. این تپه از نظر زمین شناسی در دوره کرتاسه تشکیل شده. بافت ساختمانی این مجموعه از لایه های خشتی است. میان دو ردیف خشت را هم یک لایه نازک نی (که از رودخانه آورده می شده) قرار می دادند تا بر استحکام آن بیفزایند. پایه های بزرگ و خشتی بنا تقریبا از میانه تپه آتشگاه آغاز می شوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابل اعتماد تبدیل می شدند که در گذشته اتاق هایی نیز بر روی آنها قرار داشته است. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پله هایی منظم و کنده شده در دل سنگ به چشم می خورد که تا بالا ادامه داشته، اما امروزه از میان رفته اند. در بالای تپه بنایی گرد ساخته شده که می توان آنرا نقطه نهایی معماری این بنا معرفی کرد. بر روی تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشده است. این اتاق دارای هشت گوشه است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می شود موبدان زرتشتی، آتش مقدس را در درون این اتاق قرار می داده‌اند. این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهت تپه بوده که تا زیر اتاقک آتشگاه ادامه می یافته اند و البته اکنون تنها سازه های بخش شمالی و بخشی از قسمت شرقی سالم مانده اند و به نظر می رسد مربوط به بازسازی این بنا در دوره پهلوی باشند. بر روی برخی از خشت های بکار رفته در سازه های بخشِ شمالی می توان عدد 1352 را دید که در قالب خشت ها تعبیه شده.

از تاریخ نویسان و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشته اند. ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک می‌گوید: در قریه مارابین، قلعه ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده ای ست. حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا پس از نام بردن از آتشکده های اصفهان می نویسد: کی اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام بر آمدن آفتاب در جانب قلعه ماربین (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکده شهر اردشیر، دوم آتشکده ای به نام ذروان اردشیر به هنگام ظهر در دارک از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم آتشکده مهر اردشیر در روستای اردستان. صادق هدایت در کتاب اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشته است: کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشته است. این معبد و پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می کشیده و در شب های تار، از دور، دل های افسرده را قوت می داده و از نزدیک، با پیچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو می کرده.

بنای آتشگاه، آتشدانی بزرگ و مدور است با دریچه های متعدد. این ساختمان از خشتهای گلی خام به طول و عرض 40 سانتیمتر و قطر 14 سانتیمتر ساخته شده و مصالح خشتها، گل و سنگ ریزه و نی های ساحل زاینده رود است. در آثار باستانی کمتر خشت خام بدین بزرگی و با این مصالح دیده می شود. در اطراف این آتشدان در سطحی پایین تر اتاقهای زیادی ساخته بودند که به علت خام بودن خشتها در مجاورت باد و باران به مرور زمان از بین رفته اند . بقایای این اتاقها در شمال و شمال شرقی بر جای مانده است. برخی قدمت بنای آتشگاه را به دوره ساسانیان و هخامنشیان نسبت می دهند. ولی محققین با مطالعات تخصصی بر روی نی های موجود در ملات خشتهای بنا (کربن 14) طول عمر مصالح به کار رفته را بیش از 2500 سال تخمین زده اند و این بنا را به تمدن عیلامی نسبت می دهند.

ویژگی بنا‌: آنچه مهم است خشتهای تشکیل دهنده ویرانه های فعلی آتشگاه است که از نظر اندازه کمتر اثری دارای اینچنین خشت هایی است، که به گفته کارشناسان این خشت ها از ملات همراه گل با ریگ ریزه هایی است که نی های حاشیه زاینده رود را نیز به آن اضافه می کرده اند تا استحکام بیشتری داشته باشد. بررسی دانشمندان نشان می دهد وجود کوه آتشگاه در جلگه مسطح ماربین و ساختمانی که برفراز آن ساخته شده و همچنین همجواری یکی از روستاهای بسیار قدیمی اصفهان با آن (یعنی سده قدیم و خمینی شهر امروز) قدیمی ترین مراکز اجتماع انسانها را در حول و حوش این تپه قدیمی تأیید می کند.

در مورد ساختمان آتشگاه: زمان ساخت بنا را قدیم تر از عصر ساسانیان می دانند. مطالعات مؤسسه (ایزمنو IZMEO) قدمت بنای آتشگاه را به دوران تمدن عیلام و حکومتی می رساند که انزان نامیده می شده است. این نظر را مطالعات و پژوهش های انجام شده بر روی آتشکده های بر جای مانده از دوران ساسانی در نطنز و کاشان و یزد و آذربایجان و نائین تأیید می کنند چرا که در آن روزگاران آتشکده ها را بر روی کوه یا بر فراز تپه نمی ساختند بلکه آتشکده ها در مکانهایی احداث می شدند که دسترسی به آنها آسان باشد بنابراین می توان با قاطعیت آتشگاه اصفهان را نشانه ای از حضور تمدن های قدیم تر از ساسانی و سلسله های قبل از آن به شمار آورد. از آنجا که سازه بنای آتشگاه از خشت و گل است طبعاً در برابر عوارض طبیعی آسیب پذیر بوده و دچار ضایعات فراوانی شده است که عملیات استحکام بخشی و مرمتی بر روی آن انجام شده است. در کتاب قصران نوشته دکتر حسین کریمیان چنین نوشته شده: در آیین زرتشت مقرر شده که آفتاب نباید بر آتش مقدس بتابد (در باب جائز نبودن تابیدن آفتاب به داخل بنایی که آتش مقدس در آن است، در کتاب  روایات داراب هرمزدیار چنین آمده: آفتاب نشاید که بر آتش افتد؛ چرا که از قوت آتش، کم شود). کریستن سن در کتاب "ایران در زمان ساسانیان" گوید: کم کم در آیین زرتشت، این قاعده مقرر شد که آفتاب بر آتش نتابد و بنابراین سبک جدیدی در ساختمان آتشگاه معمول شد که اتاقی مطلقا تاریک در وسط بنا می ساختند و آتشدان در آن قرار داشت. معمولا بر روی آتشگاه در طبقه فوقانی، برجی وجود داشته که در فضای آزاد بوده و مورد تقدیس.

بنای آتشگاه بنا به چند علت طبیعی و غیر طبیعی، وضعیت اصلی خود را از دست داده:
1- عده ای سودجو در سال های اخیر، سنگ های کوه را بریده و برده اند و از وارد نمودن هرگونه خرابی، ابایی نداشته و دریغ نورزیده اند و تنها قسمت دست نخورده کوه، قسمت کمی از جبهه شرقی است که سنگ های این قسمت به علت چند لایه و غیر قابل استفاده بودن، از آسیب مصون مانده است.
2- وجود منبع آب اصفهان در قسمت شمالی تپه، که برای قرار دادن یک حجم عظیم بدین شکل، مجبور شده اند قسمتی از تپه را ببرند.
3- انفجار دینامیت هایی که برای بریدن سنگ، استفاده می شده و نشانه های این خرابی ها را در دامنه تپه، بصورت خاک و سنگریزه هایی که با باران و سیلاب های باران، شسته شده، می توان یافت.
4- همینطور در اثر عوامل جوی، در زمستان، برف روی تپه در شبانه روز، یکبار یخ می زده و بعد بواسطه تابش خورشید، دوباره آب می شده و فرسایش زیادی در سنگ های تپه و خود بنا بوجود آورده است.

نباید فراموش کرد که خشت ها را در پایین تپه تهیه می کرده اند. وزن هر خشت، متجاوز از 50 کیلو ست و حمل هر دانه خشت به بالای کوه، کاری بس دشوار. تنها یک سیستم با نظام اقتصادی و سیاسی قوی می توانسته چنین کاری انجام دهد و ساختمانی با چنین عظمت، بنا نماید. دیواره های بنا بصورت صاف ساخته نشده اند بلکه بصورت کنگره ای است و در آن از پنجره نماها (پنجره های کور) به عنوان یک عامل تزیینی استفاده شده. مسئله دیگری که نباید ناگفته ماند این است که این محل دارای حصار و برج و بارو و خندق بوده که حالا از بین رفته است و اگر در بدو بنا هم این حصار را نداشته، به قطع در دوران های بعد بدان اضافه شده است. مهندس ماکسیم سیرو که در سال 1316 خورشیدی اقدام به یک بررسی و اندازه گیری دقیق در آتشگاه اصفهان می نماید، ساخته شدن بنا در عهد پیش از ساسانی را نیز محتمل می داند. به گفته ایشان، در اینجا ابتدا اقامتگاهی، محتملا شاهانه، وجود داشته است که دو قرن بعد به خدمت برگزاری مراسم دینی گرفته شد و پس از فتح و اسلامی شدن منطقه، این کانون مهم، متروک شد. با ترک آتشگاه، خاطره وهم انگیز حصارهای بلند آن را که بیانگر تجمل و تشریفات شرقی روزگاران دیرین هستند، در سر داریم و یاد معمار چیره دست آن را گرامی می داریم که خود را برده محل نساخت، بلکه دانش آن را داشت که بدون دست بردن در طبیعتش، آن را با نیاز خود وفق دهد و از این راه به یک معماری در خور احترام در همه دوران ها غنا بخشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پربیننده ترین ها

نوشته های پدربزرگ

"مایه تأسف است كه آدم به عنوان معمار ابزار و امكانات جدیدی در دسترس داشته باشد، اما نخواهد از آنها استفاده كند." رنزو پيانو

افراد آنلاین

ما 108 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تبلیغات متنی

طراحی سایت و سی دی کاتالوگ با قیمت استثنایی- 09155570533