واضح است که میس ون دررو و کافرمایش دکتر ادیت فارنزوورت، روابطی رومانتیک داشتند و گه گاهی با همدیگر، سایت این پروژه را بازدید می کردند؛ داستان چنین ادامه می یابد که روزی میس از ادیت خواست تا بر روی ایوان بالا آمده خانه نیمه کاره بایستد تا اینکه بتواند او را ببیند.

چارلز کوری معمار هندی از نسل معمارانی بود که نمی توانستند تحت تاثیر لوکوربوزیه قرار نگیرند؛ اگرچه او بعدها علاقه مند به تفسیر مجددی از معماری محلی هند گردید. کوری در سال 1986 یک پروژه خانه سازی را در نزدیکی بمبئی هند کامل کرد که بیشتر از دو طبقه نبوده و بدون استفاده از دیوارهای مشترک به طور استادانه ای به تراکم بالا دست یافت.

خانه لانگ برای "هرمان لانگ" و توسط لودویگ میس ون در رو، معمار آلمانی-آمریکایی و سومین مدیر باوهاوس، طراحی و ساخته شد. لانگ یکی از مدیران کارخانه ابریشم بافی در شهر کرفلد آلمان بود.

رامپلن کلمه ای بود که توسط منتقدین برای توصیف روش ترکیبی مخصوص آدولف لوس بکار برده شد، که این عبارت به معنای طراحی در سه بعد فضایی و نه به صورت دیاگرامی می باشد.

دانشجویان مدرن معماری این طور آموخته اند که "زمینه طرح" عامل مشخصه زیبایی شناختی مهمی در طراحی بوده و اکثر ساختمان های مدرن می خواهند که با محیط پیرامونشان سازگار باشند؛ اما اگر زمینه طراحی، یک محیط آشفته غیر مطبوع در منطقه سوروکاوا از حومه شهر توکیو ژاپن باشد چه باید کرد؟ چگونه یک معمار وظیفه شناس به طور دلسوزانه ای به چیزی که از آن متنفر است پاسخ می دهد؟

در سال 1944 کارکنان کارخانه های هواپیمایی آمریکا با احتمال پایان جنگ جهانی دوم و بیکاری در آینده، به فکر استخدام در جاهای دیگر افتادند.

ادوین لوتینز؛ معمار پروژه باغستان در کشور انگلستان است. پروژه ای با دیوارهای سنگ لاشه ی رگه ای، پنجره هایی با قاب چوب بلوط و دودکش آجری بدیع، که می توانند به آسانی با خانه رعیتی دوران ملکه الیزابت اشتباه گرفته شود.

دو خانه با قاب فلزی در ام روپنهورن در شارلوتنبرگ برلین آلمان، توسط برادران لوکارت ساخته شد که با ویلاهای لوکوربوزیه به عنوان بیان های واضحی از زیباشناسی مدرن رقابت می کرد.

جایزه معماری برجسته سرجان سولمان، که به خانه رز سایدلر در سال 1951 تعلق گرفت، نشان دهنده پذیرش مدرنیسم باهاوس در معماری استرالیا بود.

خانه ای که ملنیکوف برای خود و خانواده اش در یک خیابان مسکونی معمولی، در شهر مسکو روسیه ساخت، به عنوان اثری غیر معمول و عجیب تلقی می شود. این طرح بیشتر شبیه یک کلیسا یا افلاک نماست تا یک خانه.

آنتوان پریداک (Antoine Predock) اگر چه در میسوری به دنیا آمد؛ از نظر روحی فرزند صحرا ست. میسوری با تلفظ صحیح میزوری از ایالت های غرب میانه آمریکا است. مرکز آن جفرسون سیتی و شهرهای مهم آن کانزاس سیتی و سنت لوئیس هستند.

گرت تاگندات؛ یک روشنفکر و دنباله رو مارتین هایدگر فیلسوف بود و سادگی مطلق خانه را مایه وقار آن می دانست؛ به گفته او "من همیشه یک خانه مدرن همراه با فضاهای وسیع و فرم های ساده و واضح خواسته ام".

لوئی ایزادور کان (1901-1974) معمار استونی تبار آمریکایی بود. نام اصلی او «ایتزه- لیب اشموئیلوسکی» بود. وی در چند موسسه دانشگاهی از جمله دانشگاه ییل، انستیتو تکنولوژی ماساچوست و دانشگاه پنسیلوانیا تدریس می کرد و یکی از اعضاء اصلی تیم سیام بود.

سیمون دیل (Simon Dale) از این زندگی ماشینی روزانه خسته شده بود. به همین خاطر با خانواده اش به حومه ولز رفت و در طی چهار ماه این خانه هابیتی فوق العاده را برای خود و خانواده اش ساخت. چیزی که احتمالا پیتر جکسون کارگردان فیلم ارباب حلقه ها هم به آن حسادت خواهد کرد.

هانس شارون بر این عقیده بود که فرم و فضای معماری باید از نیازهای کارفرما و ویژگی های سایت خود نشات بگیرد. او ساختمان را به عنوان ارگانیسمی که رشد کرده و محیط فیزیکی و عملکردی خود را اشغال می کند می دانست.

خوزه آنتونیو کادرچ یک عضو برجسته از گروه آر، انجمن معماران پیشرویی بود که پس از جنگ جهانی دوم در بارسلونا اسپانیا تشکیل شد.

اصول کلی طرح نواری موبیس، معمولا با یک دور پیچاندن یک تکه کاغذ باریک به دور خود و رساندن لبه های آن به یکدیگر توصیف می شود؛ این کاغذ دیگر دو وجه نداشته و فقط یک سمت دارد و تبدیل به یک فرم سه بعدی پیچیده و معماگونه بدون قسمت های مشخص بیرونی و درونی می گردد.

از هر طرفی که به این ویلا نگاه کنیم، مجسمه ای ساده ولی زیبا می بینیم. در یکی از نماهای ویلا، دهانه های دایره ای شکل دیده می شود که به کوه پیلاتوس (Pilatus) و نارنجستان آن منطقه دید دارد.

خانه الماس توسط دفتر معماری Abis، در سال 2010 طراحی و اجرا گردید. مساحت این پروژه 324.9 متر مربع و مساحت سایت این خانه 1000 متر مربع می باشد.

معمار کاتالونیانی به نام ریکاردو بافیل از نگاهی درست هیچ گاه یک مدرنیست نبوده است؛ حتی در پروژه های ابتدایی او در دهه 1960، جستجوی او به دنبال یک پیچیدگی جدید، خصوصا علاقه ای خاص به خوشه هایی از مکعب های بند بند آشکار است.